|
سال 64 بود که عملياتهاي آبي - خاکي شروع شده بود، لذا به نيروهايي که در
منطقه جنوب بودند اصول کلي اين نوع عمليات را آموزش مي دادند و براي
آشنايي عملي و اينکه ترس آنها از آب برطرف شود ما را به زير سد دز در
شهرستان دزفول بردند. رودخانه بسيار عريضي بود شايد عرض آن در زير سد
نزديک 300-400 متر مي شد. يکي از بچه از ترس آنقدر دست و پا زد و آب
خورد که نزديک بود غرق شود لذا با قايق او را به ساحل بردند و با
آمبولانس به بيمارستان رفت . من هم شنا بلد نبودم ولي چون جليقه تنم بود
سرم از آب بيرون بود و در حال حرکت بودم.
مولا جان! قسم به بقیع! قسم به فجر! قسم به اولین سپیده عدالت، که
معجزه مهدوی(علیهالسلام) به وقوع خواهد پیوست و آستان کبریایی تو برای
همیشه؛ در آغوش آرزومندان خواهد بود! ما را بگیر دست، که از پا افتادهایم آقا! به حق تربت پنهان مادرت(علیهاالسلام) !
جوانان براى تكميل و تتميم چنين نظامى باید تلاش كنند و احساس وظيفه كنند. جوانها وظيفه دارند. جوانان وظیفه دارند. جوانان وظیفه دارند.
امشب واژه هایم خیس شده اند . سلام هی حتی مطلع الفجر یادش بخیر ... این عکس را بیست روز پیش گرفتم. امشب همین قران را بر سر میگیرم.
به ازای هر نسخه اینترنت اکسپلورر ۸ که
از اینجا
دانلود کنید ، شرکت مایکروسافت یک دلار و ۱۵ سنت به
ان.جی .او. تغذیه آمریکا
پرداخت می کند. اگر هم این کار را با اینترنت اکسپلورر ۶ انجام دهید
و مرورگر خود را با نسخه ۸ به روز کنید، این مبلغ دوبرابر می شود.
پس
اگر هنوز از Internet Explorer 6 استفاده می کنید، سریعتر مرورگر خود را
به روز کنید، تا هم گرسنه ای را سیر کرده باشید و هم دعای خیر برنامه
نویسان وب بدرقه سفر اینترنتی تان باشد!
اگر هم تصمیم به مهاجرت به
فایرفاکس
گرفته اید، بی زحمت اول به
همان آدرس
سری بزنید تا کمی جیب مایکروسافت را خالی کنید. سپس به سراغ مرورگر محبوب من بروید.
چند وقتی
میشه دلم بدجور برای حرم ارباب دلتنگی میکنه و پاهام برای دوباره راه رفتن توی بین
الحرمین بی تابی. دو سفر قبلی
که قسمت شد و رفتم به این نتیجه رسیدم که کاروان و اعضاش خیلی توی سفر و حال و
احوال آدم تاثیر دارند. سفر اولم با
بچه های شورای بسیج دانشگاه بود، همه اعضای کاروان را خودمون وهمراهانمون تشکیل
داده بودند و البته مدیر – حاج آقا جانمحمدی- و مداح –علیرضا کبیری- را هم خودمون
هماهنگ کردیم و به خاطر اینکه همه جوون
بودیم و حال و هوا مشابهی داشتیم سفرمون واقعا یک سفر زیارتی بود. ولی سفر دوم
که خودم هم نفهمیدم چه جوری در عرض کمتر از یکماه جور شد، مثل سفر اول برام خاطره
آمیز نبود. البته اشتباه
نشه ... سفر کربلا اگه در بدترین شرایط هم باشه خاطره آمیز و سراسر معنویت است .
تعریف من مقایسه ای بود که با سفر اولم کردم. اعضای کاروان
هم که از هر قشر و سن و سالی بودند، متاسفانه زیاد با هم هماهنگ نبودند و دیر کردن
ها و تفاوت سلایق گاهی اوقات مشکل ساز میشد – در خاطرات کربلام تعریف کردم دیر
کردن پیرزنی از کاروان را و دیر رسیدن به شب جمعه کربلا- وقتی این دو
سفرم را با هم مقایسه میکنم، میبینم وقتی کاروانیان – حداقل نصف بعلاوه یکشان – با
هم هماهنگی داشته باشن، در سن و سال بگیرید تا علقه های مذهبی، خیلی سفر میتونه پر
برکت تر باشه تا خلاف این . وقتی سفر عمره
دانشجوییم به مکه را با سفری که با کاروان های حج و زیارت به مکه رفتم را هم با هم
مقایسه میکنم، این نظریه ام تقویت میشه. و البته نقش
مدیر کاروان و قدرت مدیریتش هم نباید فراموش بشه. برای همین
این روزها که دلم برای کربلا ...... که نه، برای زیارت پدر علیه السلام دلتنگی
میکند، خیلی دوست دارم بتونم یک سفر مثل سفر اولم قسمت بشه. وقتی به این
خواسته ام فکر میکنم، خودم به آرزوم و پررویی ام میخندم. آرزو بود آقا
...... گفته اند بر جوانان عیب نیست دلم تنگ است
برای کربلایت
دوران راهنمایی بود که شعرش را در کتاب فارسی خواندم . شعرش به دلم نشست و هیچ گاه از ذهنم نرفت. فراموش میکنم اما تک بیتی که چند ماه پیش پس از انتخابات سرود. شعر خودش را نمی توانم برایش بخوانم . همان "گون از نسیم" را برای همیشه در ذهن نگه میدارم. سربلند باشی چون ایرانی هستی !!!
یکروز میرسد که روز مرگ من خواهد بود. و باید بروم. بروم تا امانتش را تحویل دهم. و چه سخت است اگر در امانت خیانت کرده باشی افهم ... آه از بار امانت که چه سنگین است.
آبان ماه پارسال بود که برای بار دوم زیارت عتبات عالیات قسمتم شد. پنج شنبه 16 آبان هفتم ذیقعده قرار بر این شده بود که همه نماز را در هتل بخوانیم و بعد نماز صبح سریع حرکت کنیم سمت کاظمین تا به گیر و بندهای نیروهای امریکایی در بغداد برنخوریم. " تو گوئی پاهایمان قصد رفتن ندارند به خاطر علاقه زیاد یکی از همسفران به بر دوش گرفتن حق الناس حدود چهل نفر بر گردن، حرکتمون حدود یک ساعتی تاخیر پیدا کرد و همان شد که راننده از صبح هشدار میداد؛ نگه داشتن های فاصله به فاصله ماشین، سوار شدن ماموران امریکایی به داخل اتوبوس با انواع وسایل عجیب و غریب (خدا نکنه یکی مثل من در این مواقع خنده اش بگیره)، چک کردن چندین باره پاسپورت و کارت زائرین و... همان شد که حدود ساعت دوازده و نیم به کاظمین رسیدیم . بغداد که فاصله اش با کاظمین حدود ده دقیقه است پر بود از نیروهای آمریکایی . معنی واقعی اشغال را میشد به راحتی در بغداد مشاهده کرد. " چه فرح زاست آن نسیم که از جانب کاظمین بر ما می گذرد. متاسفانه فرصت زیارت فقط یک ساعت تعیین شد، زیارت دو امام برای اولین بار . شب جمعه بود و زیارت آقا حسین علیه السلام تقریبا همه کاروان در خواب بودند که به شهر ک ر ب ل ا رسیدیم و ... " تو گوئی دیگر گوش سرم را بسته اند تصور اینکه هتلمان بر عکس سفر گذشته فاصله زیادی تا حرم داشت، برام سخت بود و سخت تر از آن تحمل اماده شدن همه کاروانیان برای رفتن به حرم بود( چون ساعت یازده رسیدیم هتل و به هیچ وجه به تنهایی نمیتوانستم به حرم بروم)
انت الذی فتحت لعبادک باباً الی عفوک مناجات خمسه عشر مناجات تائبین
یکی از پنج علامت مومن زیارت اربعین است.
السلام علیک یا ابا عبدالله
وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز اَعظَمَ الله لَكُم الجَزاء وَ عَجَّل لَكُم النَّصر، باقی عکسها در ادامه مطلب
قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه که فرمودند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. و تو ای انکه در سال شصت و یک هجرت در ذخایر تاریخ نهفته بودی، اکنون نوبت توست. تو گویی همه تاریخ یک روز بیش نیست و آن روز عاشوراست. مپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده و لا غیر، صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است. سید شهیدان اهل قلم به امید پیروزی مردم غزه
هو الذی اخرج الذین کفروا من اهل الکتاب من دیارهم لاول الحشر ما ظننتم ان یخرجوا و ظنوا انهم ما نعتهم حصونهم من الله فُاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فی قلوبهم الرعب یخربون بیوتهم بایدیهم و ایدی المومنین فاعتبوا یا اولی الابصار
اوست آنکه کافران اهل کتاب (یهودیان بنی نضیر) را برای نخستین تبعید دسته جمعی از خانه هایشان بیرون راند. شما گمان نمی کردید که به آسانی بیرون روند، و خودشان هم می پنداشتند که قلعه هایشان نگهدارشان از خشم خداست، اما خدا از آنجایی که تصورش نمی کردند بر آنها درآمد و در دلهایشان وحشت انداخت. چندان که به دست خود و به دست مومنان خانه های خود را ویران می کردند. این چند روز پیامک خواندن سوره حشر برای آزادی مردم غزه حداقل یکبار برای هرکسی رسیده است.
کاروان امام، پنج شنبه دوم محرم الحرام سال شصت و یک هجری به آخرین منزل رسید. السلام علی المظلوم بلا ناصر باشد قرار و وعده ی ما جنت الحسین . اینجا برای سینه زدن "جانمان" کم است”
امام چهارشنبه اول محرم الحرام سال شصت و یک هجری بعد از گذشتن از "قصر مقاتل" به "قری الطف" رسیدند. امام پیوسته قافله را به سمت چپ سوق میدادند. السلام علی المحتسب الصابر
در حالیکه حر و یارانش امام را همراهی می کردند، کاروان در روز سه شنبه بیست و نهم ذیحجه به "قطقطانیه" رسیدند.
الامام حسین و اصحابه ج1 ص185 این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
کاروان حسینی بعد از گذشتن از "بیضه" و "رهیمه" و"قادسیه"، روز دوشنبه، بیست و هشتم ذیحجه به "عذیب الهجانات" رسیدند.
تاریخ الامم و الملوک ج5 ص406
در "ذوحسم" امام روز یکشنبه، بیست و هفتم ذیحجه توقف نمودند.
سحرگاه روز شنبه بیست و ششم ذیحجه کاروان به منطقه "شراف" رسید. السلام علی العتره الغریبه
امام در روز بیست و پنجم در عقبه بار نهادند.
کاروان روز پنج شنبه، بیست و چهارم ذیحجه در القاع فرود آمدند.
بیست و چهارم ذیحجه روز مباهله بود. از آن روز شصت سال می گذشت.
زباله نام مکانی در بین راه مکه و کوفه است. بعد از این سخن امام، مردم دسته دسته متفرق شدند و تنها کسانی که از مدینه ایشان را همراهی می کردند با گروه کمی که در بین را به امام ملحق شده بودند، باقی ماندند. شواهد تاریخی نشان میدهد اینجا تنها جایی بود که امام از روی نوشته ای برای مردم مطلبی را قرائت کردند !!!؟ السلام علی الرووس المشالات
امام روز سه شنبه، بیست و دوم ذی الحجه به منطقه ثعلبیه رسیدند.
امام روز دوشنبه ، بیست و یکم ذیحجه به منطقه زرود رسیدند.
حضرت ابا عبدالله روز یکشنبه بیستم ذیحجه به شقوق رسیدند. السلام علی الاجساد العاریات
محلی به نام خزیمه بن خازم در مسیر حاجیان شهر کوفه قرار دارد که می گویند امام و یارانشان یکروز و یک شب در محل این اقامت کردند. امام در پاسخ فرمودند:" یا اختاه، کل الذی قضی فهو کائن" ای خواهرم هرچه قضای الهی باشد همان به انجام خواهد رسید. السلام علی الارواح المختلسات
السلام علی النفوس المصطلمات
امام روز چهارشنبه شانزدهم ذی الحجه به فید رسیدند. السلام علی الشفاه الذابلات
مراصد الاطلاع ج۳ ص۱۰۴۹
روز سه شنبه، پانزدهم ذیحجه امام به حاجر رسیدند. دو سفیر امام وقتی قصد ورود به کوفه را داشتند در "قادسیه" توسط سربازان "حصین ابن نمیر" دستگیر شدند. السلام علی الجیوب المضرجات
یکی از میقات های حجاج بیت الله الحرام، مرز بین نجد و تهامه است که آن را ذات عرق مینامند. بحار الانوار، ج44، ص369 السلام علی المرمل بالدماء
امام در یکشنبه سیزدهم ذیحجه به منطقه صفراء رسیدند. السلام علی المهتوک الخباء
شنبه دوازدهم ذیحجه ، کاروان به وادی عقیق رسید. مثیر الاحزان، ص42 السلام علی خامس اصحاب الکساء
امام بعد از خارج شدن از مکه در روز هشتم ذیحجه و گذشتن از "ابطح" و "تنعیم" در روز یازدهم به منطقه "صفاح" رسیدند.
حضرت در این محل با فرزدق شاعر برخورد کرده و از او درباره اهل کوفه سوال کردند. او پاسخ داد: " دل های مردم با شماست اما شمشیرهایشان با بنی امیه است و قضا به دست خدای تعالی است." امام گفتار او را تصدیق کرده و فرمودند به قضای الهی تن داده ام. یا لیتنا کنا معک
امام پس از عمره مفرده در روز سه شنبه هشتم ذی الحجه از کنار بیت الله حرام به سوی کوفه رهسپار شد. نامه های کوفیان ... امروز نه ذیحجه است ...
چهارشنبه ۱۵ آبان
بعد از نماز صبح در حرم مولا سریع به هتل بازگشتیم و سوار اتوبوس ها به سمت شهر کوفه حرکت کردیم.(صبحانه هم در باس های تمیز عراق نوش جان کردیم) اینجا کوفه است... شهر نان و خرما و یتیمان. شهر نابینای خرابه نشین و همدم شب هایش. خانه مولا علیه السلام و بارگاه میثم تمار نزدیک مسجد است. اول به زیارت آنها میرویم و سپس وارد مسجد میشویم. مسجدی که امام شهیدش در فضیلتش فرمود: "اگر مردم فضیلت آنرا می دانستند همانا به سوی آن می امدند ولو بر روی زانوان خود" (کافی. جلد۳. ص۴۹۲) باب ثعبانی نشانمان ندادند تا از آن وارد شویم!!! خداحافظ شهر مردم خرماپرست و علی فروش. باز هم حسرت دیگری بر دلم نشست. زیارت قبر کمیل بن زیاد نخعی . دقیق نمیدانم کجاست . ولی... دوستش دارم . نمیدانم چرا شهید آبشناسان مرا به یاد کمیل می اندازد؟ در راه بازگشت به نجف مدیر به صورت سورپرایز مانند خبر رفتن به کاظمین را بهمان داد. از همه کاروان هم امضا گرفت که یعنی مسئولیتتان در بغداد و کاظمین با خودتان است!؟ مردید که مردید. زنده هم موندید که موندید!!! قرار فردا صبح راس ساعت ۵ صبح شب رفتیم حرم برای وداع. قربون کاروانمون برم که مداح ترک گذاشتند برای زائرین استان تهران. آن وسط ها فقط علی و فاطمه اش را می فهمم. بیشتر حال گیریه تا وداع این مداحی... شب حمیده زنگ زد و بعد هم انسیه .نامرد ها قم بودند برای کنگره ملا محسن فیض کاشانی !!! غرق گریه خوابیدم (علتش وداع نبود... سرکشی بود و نفس)
سه شنبه ۱۴ آبان
نماز صبح در حرم مولا... اذن دخول و پای راست و... باورم نمی شود ... من کجا و اینجا کجا ؟ شب چهارشنبه و مسجد سهله السلام علیک یا بقیه الله من هم میگویم: لعن الله ظالمیک یافاطمه الزهرا
دوشنبه ۱۳آبان
ساعت ۴ صبح رسیدیم مرز مهران گر در طلبت بر ما رنجی برسد شاید ساعت ۶:۳۰ به کوت رسیدیم و عدس پلوهای خوشمزه اش را نوش جان کردیم. قرار شده من خاطرات سفر را بنویسم (البته به صورت مینی مالیستی) و حمیده هم خاطرات سختی هایی که برای ثبت نام کنکور ارشد من کشیده است را .( چه خیال خامی)
اگر آتشم ز آفتاب آمدم مرا عاقبت این جنون می کشد خدایا دوباره هوایی شدم چونان برق بگذشت و یک آه بود نجف کربلا کوفه و کاظمین من از وادی کربلا آمدم من از جانب علقمه آمدم
عمریست که خاک تربتت می بوییم فردا که ضریح تو در آغوش کشیم حبیب الله فتاحی اردکانی امیدوارم بتونم نائب الزیاره لایقی از طرف شهدا باشم.
سفر اول به اماکن مقدسه اصولا آدم کمی ناآشنا و گنگه . این دفعه ان شا الله حتما می بینم. " السلام علیک یا قمر العشیره"
اول ذیقعده سالروز میلاد حضرت فاطمه معصومه سلام الله است. چند سالی میشه که این روز را به روز دختران نام گذاری کردند. (کاش رسم میشد مثل روز مادر و پدر توی این روز پدر و مادر ها به دختراشون هدیه بدن در کتابی خوندم خلیفه عباسی در آن زمان آنقدر عرصه را به امام کاظم علیه السلام و فرزندان ایشان تنگ کرده بود که هیچ کس جرات خواستگاری از دختران این امام را نکرده بود و به همین خاطر حضرت معصومه هیچ گاه ازدواج نکردند. (منبعش همان کتاب) امروز هفتمین سالگرد کتاب دانشجویی هم هست. لیست یکسری از کتاب هایش را اینجا گذاشتند.
کتاب "بی تو یکسال است" و "عروس ماه میشوم" را به یکی از بچه ها قرض دادم ولی ... خودمم یادم نیست به کی دادم !!! دوست عزیز محترمانه خودت بیا امانت را برگردان لطفا !!!
یادم رفت ... سالگرد ازدواج بعضی ها هم مبارک
از صبح کار کرده بود. نیازی به ورق زدن هم نداشت . بهش گفتم شهید اگر میدانست کتابی که هفت روزه در زندان نوشته است ، روزی اینگونه خوانده می شود...
با گریه های یکریز تنها شاعری بود که وقتی خبر رفتنش را شنیدم از ته دل گریستم. روحت شاد قیصر دوران نوجوانی من
ثبت نام اینترنتی کنکور ارشد ۱۲ آبان تا ۲۰ آبان زمان سفر من به عتبات عالیات ۱۲ آبان تا ۲۰ آبان "هل من ناصر ینصرنی
سفری در پیش داریم . کاروانی گویا، انتظارمان را می کشد. من الغریب الی الحبیب ...
غم محرم دشت سینه ام شد یارب سینای دلم دوباره شد تفته ی تب با دیده ی تر به زینبیون گویید تا ماه حسین مانده شصت و هفت شب
|
|